![]() |
![]() |
|
| عاشقانه |
نمي دانم چه خطابت كنم بهار! انتظار يا اصلا خودخود عشق... پس سلام! سلامي با يك دنيا انتظار ونياز پاك وساده بگويم در انتظارم مي دانم كه تو اينجايي تو غائب ازنظروحاضر در دلي هر روز كه مي گذردبيشتر وبيشتر احساس مي كنم كه انتظارت را مي كشم با خود مي گويم اگر تو بيايي اگر تو با يك لشكر از عشق بيايي ومن نباشم چه؟ اگر من باشم ولي جزء عاشقان خودمرا نخواني چه؟ نه مي دانم كه عشق توودر انتظار تو بودن ودر ركاب عشق تو بودن شايسته هر كسي نيست ودر سايه ي تو بودن پروانه شدن مي خواهد اگر تو بخواهي يك دنيا يك دنيا قيام خواهد كرد يك دنيا در ركابت مي آيند بيا مرا هم در خيل سپاه عاشقان خود در گوشه اي جا بده تو مي آيي ودنيا را با عشق وحضورت سبز ونوراني مي سازي اي موعود تمام عاشقان پرچم سبز اسلام! تو مي آيي ويك دنيا چشم نيازمند وچشم انتظارت را از غربت تلخ وتيره نامردان ونااهلان نجات خواهي داد واز حق تعالي مي خواهم كه مر نيز به خود خواني.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دهم مهر 1387ساعت 12:58 توسط لاله |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
من دختری هستم از دیاراذربایجان شهر سلماس
من همون جزیره بودم خاکی و صمیمی و گرم واسه عشق بازی موجا قامتم یه بستر نرم... |
| پیوندهای روزانه |
|
دانلود نرم افزارهی موبایل و کامپیوتر آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
مقاله |
| پیوندها |
|
سایت دانلود عشق نفرتی برخیز بنام عشق |
|
RSS
|